تبليغاتX
تمنای وصال

 

سلام

نمیدونم دیشب جمکران چه حالی داشت...آقا شرمنده

خدایا میدونم لایق ایـــــــــــــــــــــــــــنهمه محبت تو نیستم

امام رضا(ع)،امام زمان(عج)،خانم فاطمه زهرا(س).....از همتون ممنونم

هیچ کس رو جز شما ندارم.....

خدایا خجالت میکشم ازت...اما باز هم با کمال پر رویی دست گدایی پیشت دراز میکنم

شکر الله-شکر الله-شکر الله

 

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:58 |
 

آقا میگن ظهورت نزدیک است.(انشا الله)

من زیاد حرص و جوش میخورم.میترسم زمان ظهورت نباشم.آقا اگر قسمت من به ندیدن ظهور شما و رفتن به دیار باقی بود، یه فاتحه هم واسه من بخوان بلکه یک مقدار از آتشی که برای خودم فراهم کردم کم شود

اگرکه آمدی و عاشقت نبود                    یک فاتحه نوازش اهل قبور کن

 

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 23:55 |

 

همه از هر جی تو دلشون است و تو ذهنشمن میگذره مینویسند....

بعضی وقتها میگم کاش خدا همچین دلی به من نمیداد.چقدر سخته...

خیلی دلم آسمون میخواهد.... خیلی دلم دریا میخواهد... خیلی دلم کویر میخواهد...

میخوام پرواز کنم برسم به سقف آسمون...میخوام تو سکوت کویر گم بشوم...میخواهم تو امواج پر تلاطم دریا محو بشوم...

نه دیگه اینها رو نمیخواهم...

خدایا تو دریا پاکم کن و تو کویر خاکم کن تا رها بشه بره به سقف آسمون...

حیف از اون پاکی دریا و کویر نیست که بخواهد تو رو پاک کنند و خاک کنند....

پس من چیکار کنم ...

 

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:58 |

جمکران بیابانی در سرزمین ایرانی...کویری متفاوت با سرزمینهای کویری دیگر...سرزمین محبوب عاشقان مهدی(عج)...خیابان منتهی به مسجد جمکران....السلام علیک یا ابا صالح المهدی ...محوطه اطراف مسجد...لبریز از منتظرانش...به هر کس نگاه میکنی چهراه ای نورانی میبینی...منتظران تسبیح به دست در حال خواندن نماز...ایاک نعبد و ایاک نستعین...اینجا همه خوشحالند...همه آشنایی را یافته اند که اشکهایشان را سرازیر میکند...اینبار جمکران چقدر آرام بود...رفتم همان جایی که یادگار روزهای سخت اما شیرینم بود...یادته آقا؟...........

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 14:57 |