تبليغاتX
تمنای وصال
سلام...

خدایا خوابم میاد...چشمهام میسوزه...خودمم گیج میزنم

 

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 7:49 |
سلام...

سلام خدا

خوبی

ارادتمندیم

یه خواهشی داشتم

میشه واسه ما پارتی بازی کنی و اون چیزی که میخوایم به حساب ناشکری ما نگذاری و به ما

عطا کنی!

خداییش هرچی کرم و حکمت خودته

یا علی

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 14:35 |
سلام...

سلام خدا...

بشینم آخرین گپ امسال رو اینجا با هم بزنیم...

مثل همیشه من حرف میزنم و تو با صبر و مهربانی گوش میدی

خدایا امسال خیلی ضعیف بودم .خیلی رو سیاهم . اصلا روم نمیشه حرفی بزنم اما ...

خیلی دلم میخواد توکلم قوی باشه، ایمانم قوی باشه،عبادتهام از روی عادت نباشه و از روی معرفت باشه تا

ایمانم قوی بشه

اگه بخواهم امسال نمره ایمان به خودم بدم از ۱۰۰ نمره ۱۰ به خودم میدم .اون هم با کلی ارفاغ

به یگانگیت قسم،دوست دارم خوب باشم اما نمیدونم چرا سستی میکنم از این میترسم که لحظه ای خشم تو

را ببینم...

چرا من سستی میکنم؟

دلم اون یزی که هستم رو قبول نداره...خیلی وقتها میترسم که وقت تمام بشه و برگه ها رو ببریم بالا...

امتحانات جالبه...نمره منفی هم داره ...بعضی وقتها میگم کاش وقت امتحان زودتر به پایان  برسه تا من

ضعیف نمره مثبت نمیتونم بدست بیارم حداقل نمره منفی نگیرم.

امتحانات منصفانه ترین امتحاناست.

سوال رو با جوابش دادی اما من ضعیف ،زحمت خواندن سوال و جواب و اجرای اونها را به خودم نمیدم!

نمیدونم چی بگم !

دلم میخواهد هر چقدر تا الان ضعیف بودم کمکم کنی جبران کنم

البته تو همیشه کممک کردی خودم بودم که سستی کردم

الهی العفو..

خدا جون ببخش

بهار طبیعتت زیباست ...مبارکباد

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 20:11 |
مـــــــــــــــــــــادر...
+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 20:39 |