تبليغاتX
تمنای وصال
سلام...

این چه امتحانی بود؟؟!

خورد شدم

داغون شدم

چرا این آزمایش؟

من رد شدم

 

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 17:15 |

سلام...

با خدا باش خدایی کن

راست میگنا، وقتی باهشی خدایی میکنی

دورشدم ازت

دلم زنگار بسته و جرم گرفتی واسه همینه کشش آهن ربای وجودت رو احساس نمیکنم

آدمهااااااااااااااااااااااااا نگذارید دلتون زنگار ببنده...حیفه از این نیروی جاذبه بهره نگیرید

تورو خدا از خواب غفلت بیدارشو پسر

توروخدا...

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 18:37 |
سلام...

حالم بد میشه کسی در مورد صداقت و یک رنگی صحبت میکنه

 

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 16:25 |
سلام...

سلام خدا...ارادتمندیم

امروز چه روزی بود؟ خیلی سخت...خیلی ناراحت کننده...خیلی عذاب آور...

میدونم این یک هشدار بود

فکرش رو هم نمیکردم روزی بیاید و حرفهایی که امروز شنیدم رو بشنوم!!!

شوکه شدم!

آرامم کن تطمئن القلوب

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 23:40 |
سلام...

خدایا خوابم میاد...چشمهام میسوزه...خودمم گیج میزنم

 

+ نوشته شده توسط مسافر منتظر در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 7:49 |